دشواری تنفس با افزایش ارتفاع
سوره انعام آیه 125 ( و هر که را خواهد گمراه نماید دل او را از پذیرفتن ایمان تنگ و سخت گرداند که گویی میخواهد از زمین بر فراز آسمان رود . این است که خدا آنان را که به حق نمیگروند مردود و پلید میگرداند ..))
در این آیه از سختی و دشواری زندگی گمراهان سخن میگوید و آنان را به کسی تشبیه میکند که در حال صعود به لایه های بالایی جو است و در اثر این صعود دچار تنگی نفس و فشار سخت بر سینه خود میگردد .
دور بردن گرما
سوره فرقان آیه 45 و 46 : (( آیا ندیدی که لطف خدا چگونه سایه را با آن که اگر خواستی ساکن کردی بر سر عالمیان بگسترانید . آنگاه آفتاب را بر آن دلیل قرار دادیم سپس آن آفتاب را برای خود تدریجا قبض میکنیم) .)
نکات آیه :
1- گرما دور برده و متغیر قرار داده شده است .
توضیح : (( زمین در آغاز پیدایش و شکل گیری خود در نزدیکی خورشید بوده است بعد دور برده شده و مداری تقریبا بیضی شکل برای آن در نظر گرفته شده تا به خورشید دور و نزدیک شود و گرمای زمین متغیر باشد .
منظور از (چگونه دور بردن گرما) در آیه نیز (تا کجا بردن آن) است . منظور این است که زمین با حساب قبلی از خورشید فاصله داده شده .یعنی اگر مثلا دورتر برده میشد آب های کمتری از سطح زمین تبخیر میشد و یا بالعکس و در نتیجه وضعیت آب و هوایی زمین به گونه فعلی خود که بهترین وضعیت است نمیبود . ))
2- علاوه بر دور بردن خورشید نیز دلیلی برای عدم یکسانی گرما قرار داده شده است .
توضیح : (( نقاط سیاهی که روی خورشید است مناطقی هستند که سردتر از بقیه سطح خورشید هستند. از آنجا که خورشید به دور خود میچرخد ( تقریبا هر 4 هفته یک دور به دور خود میچرخد ) گاهی ان نواحی از خورشید روبروی زمین قرار میگیرند و گاهی نیز نیستند . وقتی روبروی زمین هستند گرمای کمتری به طرف زمین می اید و بدین شکل خود خورشید نیز در عدم یکنواختی گرما نقش دارد .))
3- گرما(زمین) در چنگ خورشید است .
توضیح : (( گرما ( که مجاز از زمین است ) در چنگ خورشید است ( که ما آن را نیروی جاذبه خورشید مینامیم ) . خورشید زمین را به طوری که برای ما نامحسوس است به طرف خود میکشد و ما به خورشید نزدیکتر میشویم و هوا گرمتر میشود که همان تابستان است .))
تناسب خورشید و ماه
سوره الرحمن آیه 5 : (( و خورشید و ماه به حساب معین در گردشند . ))چه تناسبی میان ماه و خورشید وجود دارد ؟
قطر خورشید 1400000 کیلومتر است . و قطر ماه 3500 کیلومتر . فاصله خورشید تا زمین 150000000 کیلومتر است . و یکی از فاصله های متوسط ماه تا زمین 375000 کیلومتر است .
تناسبی که میان آن ها وجود دارد این است که قطر خورشید 400 بار از قطر ماه بزرگتر است و 400 بار نیز از ماه دورتر است . به این دلیل تقریبا یکسان به نظر می آیند و در خسوف کامل تقریبا بر هم منطبق میشوند .
نور خورشید نور اصلی و نور ماه نور بازتابی است .
سوره یونس آیه 5 : (( هوَ الذی جَعَلَ الشمسَ ضِیاءً و القمرَ نورًا ))
(( اوست خدایی که آفتاب را رخشان و ماه را تابان فرمود ))
(( ضیاء و ضوء )) درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع میشود مانند دخشش و تابش چراغ و شمع . (( نور )) درخشش و تابشی است که از خود شئ ساطع نمیشود بلکه بازتاب تابش ضیاء است . و این که آیه میگوید خورشید (( ضیاء )) است و ماه (( نور )) به این معنیست که تابش خورشید از خود آن است ولی تابش ماه از خود آن نیست بلکه بازتاب تابش خورشید است .
این موضوع در سوره نوح و به نقل از حضرت نوح نیز آمده . یعنی وی چند هزار سال پیش از میلاد مسیح به مردم گفته بود که تابش خورشید از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشید است . ولی مردم طبق معمول به وی می خندیده اند .
تاثیر رنگ ها بر انسان .
سوره بقره آیه 69 : (( گفتند از خدای خود بخواه برای ما روشن کند رنگ آن چیست ؟ موسی گفت : خدا میگوید : آن گاوی است زرد ، رنگ آن پررنگ یک دست است و بینندگان را خرسند و شادمان میکند .))
پژوهش های علمی نشان میدهد که رنگ ها بر انسان و زندگی وی تاثیر دارد . رنگ سبز احساس دوست داشتن زندگی و امید به زندگی را در انسان ایجاد میکند ( به این خاطر پوشاک جراحان از رنگ سبز انتخاب شده که روی بیمار تاثیر بگذارد . و آیاتی که از پوشش بهشتیان صحبت میکنند نیز میگویند که پوشاک آنها سبز رنگ است.)
رنگ ارغوانی انسان را به آرامش فرا میخواند .
رنگ زرد دستگاه عصبی را پر جنب و جوش و انسان را با نشاط میکند و احساس شادمانی و خرسندی را در وی ایجاد میکند .
رنگ آبی احساس سردی نمودن ورنگ سرخ احساس خشکی نمودن را در وی ایجاد میکند .
همینطور درصد یادگیری در متون و تصاویر رنگی بیشتر از متون و تصاویر سیاه و سفید است .(به عبارتی مغز چیزهای رنگی را بهتر ذخیره میکند و به یاد می آورد .) رنگ به کارها معنی میدهد و در کارهایی که با اعداد با حجم زیاد صورت میگیرد درصد اشتباهات در اعداد رنگی کمتر از اعداد سیاه و سفید است .
شعله ور شدن نور مومنین
سوره تحریم آیه 8 : (( نور آنها میان دستانشان شعله ور میشود. ))
نکته آیه : محتوای آیه مربوط به مومنین و در روز رستاخیز است و در آن روز از خدا میخواهند که نور آنها را تمام و کامل و ثابت کند . و این بدین معنیست که نور آنها در این دنیا نیز شعله ور میشود .(یعنی نوری دارند که کم و زیاد میشود و در آخرت از خدا میخواهند که آن را یکنواخت و همیشگی کند )
با عکاسی کریلییَن ( که از نور نامرئی ساطع از اشیاء عکس میگیرد ) انسان میبیند که همه مواد و عناصر زنده و غیرزنده از جمله انسان از خود نور ساطع میکنند . بسته به این که پدیده در چه وضعیتی باشد نور ساطع از آن فرق میکند .
در انسان نیز بسته به این که وی در چه وضعیت مزاجی ، روحی ، فکری و ... باشد نور ساطع از وی فرق میکند . مثلا نور وی در حالت معمولی عادی است ولی پس از پرستش یا نماز نور وی شعله ور میشود . یعنی همان چیزی که آیه مطرح میکند و این چیزیست که فقط با دستگاه میشود دید .
معذرت میخوام . این پست ها عکس هم دارن که اسکنر ندارم و دوربین گوشیم هم ضعیفه اینه که نمیتونم عکساشو بذارم .
پوشاک گرمای بدن را حفظ میکند .
سوره نحل آیه 81 : (( و خدا از آنچه آفرید برای شما سایه قرار داد و از کوه ها آشیانه ها ، و پوشاک هایی که شما را در مقابل گرما حفظ میکند و پوشاک هایی که گرمای شما را حفظ میکند . به این شکل نعمت های خود را برای شما کامل میکند باشد که حق پذیر شوید . ))
در گذشته انسان فکر میکرد پوشاک بدن را گرم میکند ( امروزه نیز کسانی هستند که چنین گمان میکنند )در حالی که بدن گرما تولید میکند و پوشاک را گرم میکند . پوشاک گرمای بدن را حفظ میکند و مانع از رسیدن سرما به بدن میشود .
زمان
در قرن بیستم نسبی بودن زمان مطرح شد .به این معنی که زمان در همه جا و برای همه چیز یکسان نیست . بلکه بستگی به سرعت پدیده دارد ، هرچه سرعت پدیده بیشتر باشد زمان کمتری بر آن میگذرد .
در سرعتی معادل سرعت نور زمان به صفر میرسد . یعنی اگر چیزی با سرعت نور حرکت کند زمان بر آن نمیگذرد .
زمان در قرآن به عنوان یک مقوله نسبی مطرح شده از جمله :
سوره حج آیه 47 : (( یک روز برای خدا مانند هزار سال برای شماست . ))
سوره یونس آیه 45 : (( و روزی که آنها را زنده کند مانند این میماند که بیش از ساعتی از روز در قبر نبوده اند و همدیگر را میشناسند . آنجا کسانی که دیدار خدا را تکذیب کرده بوده باشند و هدایت را انتخاب نکرده باشند زیان خواهند دید . ))
به فضا رفتن انسان
سوره الرحمن آیه 33 : (( ای گروه جن و انس اگر میتوانید در اطراف زمین و آسمان ها بر شوید (این خیالی محال است) هرگز خارج از ملک و سلطنت خدا نتوانید شد . ))
هرگاه توانستید از محدوده زمین و سیارات بیرون بروید ، میتوانید بروید . البته فقط با نیروی برتر میتوانید این کار را بکنید .
نکات آیه 1- انسان میتواند زمین و سیارات را ترک کند .
انسان فعلا زمین و ماه را ترک کرده و حقانیت درستی مضمون آیه را ثابت کرده .2-زمین و سیارات محدوده مشخصی دارند .
نیروی جاذبه زمین و سیارات مرز و محدوده مشخصی دارد .
3- انسان با نیروی برتر میتواند زمین و سیارات را ترک کند .
انسان فعلا با نیروی برتر بر نیروی جاذبه زمین و ماه آن ها را ترک کرده .
مرحله به مرحله بالاتر رفتن در فضا .
سوره انشقاق آیه 19-16 : (( به سرخی پس از غروب سوگند یاد میکنم / و به شب و آنچه را جمع میکند / و به ماه وقتی که کامل میشود / که شما ارتفاع پس از ارتفاع بالا خواهید رفت . ))
نکته آیه : انسان ارتفاع پس از ارتفاع در فضا بالا میرود .
انسان ابتدا با هواپیما چند کیلومتر بالا رفت . بعد در مرحله بعدی در ارتفاع بالاتری مدار زمین را دور زد . بعد در ارتفاع بالاتری به ماه رفت . و در آینده نیز باز هم بالاتر و بالاتر خواهد رفت .
در رابطه با جمع شدن برخی پدیده ها در شب نیز میتوان بسته شدن گلها را نام برد . برخی گیاهان گل خود را در روز باز میکنند و در شب میبندند تا آن را در مقابل رطوبت و سرما حفظ کنند .
همه چیز روند میرایی دارد .
سوره قصص آیه 88 : (( که هر چیزی به ذات پاک الهی هالک و نابود است .))
نکته : همه چیز در روند و فرایند پیری ، فرسودگی و میرایی است .
قانون آنتروپی ( دومین اصل ترمودینامیک ) میگوید : همه چیز یعنی همه ماده موجود در جهان رو به کهولت ، فرسودگی ، پیری و میرایی است . این آیه اصلی ار اصول مسلم علمی امروز است .
چیزی در هستی از بین میرود .
سوره سبا آیه 3 : (( ذره ای از یک مثقال نیز از نظر خدا ناپدید نمیشود نه در سیارات و نه در زمین . و هیچ چیز کوچکتر یا بزرگتر از آن نیز نیست جز آن که در کتاب آشکار است . (مگر این که در هستی همچنان باقی میماند) ))
سوره نمل آیه 75 : (( هیچ چیز ناپدید شده ای در فضا و زمین نیست مگر این که در جهان عینی همچنان وجود دارد . ))
اصل اول ترمودینامیک اصل ثبات و بقای انرژی است . این اصل میگوید : در هستی چیزی از بین نمیرود بلکه ماده و انرژی تغییر شکل میدهند . آیات مزبور از اصول علمی مسلم امروز هستند
سوره انعام / آیه 125
وَ مَن یُرِد اَن یُضِلَهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَیِقا حَرَجا کَاَنَما یَصعَدُ فِی السماء .
و هرکه را خواهد گمراه نماید،دل او را از پذیرفتن ایمان تنگ و سخت گردان
که گویی می خواهد از زمین بر فراز آسمان رود .این است که خداوند آنان را که به حق نمی گروند مردود و پلید می گرداند.
توضیح آیه : قرآن در این آیه از سختی و دشواری زندگی گمراهان سخن می گوید و آنان را به کسی تشبیه می کند که در حال صعود به لایه های بالایی جو است و در اثر این صعود دچار تنگی نفس و فشار بر سینه خود می گردد.
فشار هوا در سطح زمین با فشار درجه خون بدن در تعادل است.
( فشار وارده از طرف هوا بر بدن را فشار خارجی و فشار خون داخل بدن را فشار داخلی گویند.)
با زیاد شدن ارتفاع (صعود به آسمان) فشار هوا کاهش می یابد،در نتیجه در ارتفاعات تعادل بین فشار هوا (فشار خارجی) و فشار خون (فشار داخلی) از بین می رود و فشار خون از فشار هوا بیشتر می شود و حاصل این عدم تعادل احساس سنگینی بر دستگاه تنفسی بدن است که بر اثر افزایش فشار خون بر عروق تنفسی تحمیل می شود و مجرای تنفس را تنگ کرده و موجب دشواری نفس کشیدن می شود.
برگرفته از کتاب : فیزیک در قرآن ، اثر حمیده فیض آبادی – حسین پناهی
مقدمه
علم ستاره شناسی از قدیمی ترین و در عین حال پیشرفته ترین علوم بشری است. از آنجا كه جهان خارج از كرهی خاكی ما و مسائل آن در محدودهی ستاره شناسی قرار میگیرد. دامنهی این علم بیش از همهی علوم دیگر گسترده است. از نخستین تصورات و برداشتهای بشر اولیه نسبت به عالم لایتناهی و ماه و خورشید و ستارگان و كهكشانها تا پیشرفته ترین سفینه ها، آخرین تجهیزات فنی رصد خانه های كنونی، همگی دستاوردها و زمینه های علم ستاره شناسی هستند. امروزه بشر نه تنها پا از سیارهی خود فراتر نهاده بلكه فضاپیماهای مصنوع وی تا آخرین سیارات منظومهی شمسی را نیز پشت سرگذاشته اند و به آن سوی منظومهی ما راه یافته اند.
قرآن مجید در آیهی یاد شده، به عظمت خلقت آسمانها و كهكشانها و ستارگان و زمین اشاره می كند و در آیات فراوانی انسان را به تفكر و تدّبر در آفرینش آسمانها و ستارگان درخشان و تحوّلات شگرفی كه در اوضاع آنها پدید می آید و نظام متقنی كه بر آنها حكمفرماست دعوت می كند. درست به دلیل وجود همین نظم است كه قوانین طبیعی مفهوم پیدا می كنند. دانشمندان علوم تجربی با تكیه و اعتماد به وجود نظم در طبیعت مشتاقانه در پی كشف قوانین علمی موجود در همه زمینه های جهان خلقت هستند.
مرحوم علاّمهی طباطبایی(ره) در توضیح یكی از معانی «موسعون»می نویسد: منظور توسعه دادن به خلقت آسمان خواهد بود، كه بحث های ریاضی امروز هم آن را تأیید میكند.
در یك سری از آیات قرآن كریم به این مسأله كه خلقت تمام موجودات أعم از كوچكترین ذرات اتمی، تا تركیب آنها و گیاهان و جانداران و انسان و زمین و آسمان و كهكشانها و جریان امور همگی آنها روی حساب می باشد و دارای اندازه ای معین و مشخص و در هر مورد قابل محاسبهی دقیق می باشد.1
ذیلاً به برخی از این آیات اشاره می كنیم:
…و ما یعزب عن ربك من مثقال ذرة فی الأرض و لا فی السّماءِ و لا أصغر منْ ذلك و لا أكبر إلاَّ فی كتاب مبین. (یونس، 61/10) … از علم پروردگار تو حتی هم وزن ذره ای پوشیده نیست، نه در زمین و نه در آسمان، و هیچ كوچكتری و بزرگتری از آن نیست مگر آن كه در كتابی روشن ضبط است.
شرح كوتاه آیه :
درالمنجد كلمهی «ذرّه» به «اتم» معنی شده.2 پس كوچكتر از اتم (اصغر من ذلك) درواقع شامل ذرات بنیادی عالم می باشد. (الكترونها، پروتونها، نوترونها، فوتونها، پنتونها و كواركها و…) و با عنایت به تفسیر المیزان، مراد از كتاب مبین امری است كه نسبتش به موجودات، نسبت برنامهی عمل است به خود عمل، و هر موجودی در این كتاب یك نوع اندازه و تقدیر دارد. از این جهت می توان حدس زد كه مراد از كتاب مبین، مرتبهی واقعی اشیا و تحقق خارجی آنها باشد كه قابل پذیرفتن هیچ گونه تغییر نیست.3
همین برنامه عمل اجزای عالم از كوچكترین ذرات تا دنیای كهكشانها و وجود حساب و كتاب در اندازهی جرم، سرعت، زمان، بارالكتریكی، نوع حركت و مدارها، اندازهی حركت، فشار، طرز قرار گرفتن ذرات بنیادی اتم ها كنار یكدیگر و… پارامترهای دیگر (مانند: ثابت جاذبهی نیوتن، سرعت نور در فضا، ثابت پلانك، بارالكترون و…) است كه دانشمندان برمبنای آنها قوا نین فیزیكی و شیمیایی و نجوم و… را به دست آورده اند. به طور مثال زمان وقوع خورشید گرفتگی20 مرداد و نقاطی از كره زمین را كه به طور كامل و یا ناقص می توانند این واقعهی طبیعی (كه خود نمونه ای از آیات الهی و نظم موجود در جهان هستی می باشد) ببینند را با پیش بینی بسیار دقیق اعلام نمایند.
نمونه آیاتی دیگر در این مورد عبارتند از:
…وخلق كل شیءفقدّره تقدیراً ( فرقان، 25/2)
… و همه چیز را آفرید و برای آن اندازه ای معین مقرر داشت.
…و كل شیءعنده بمقدار (رعد، 13/8)
…و هر چیز نزد او مقدار معین دارد.
و السمآء وفعها و وضع المیزان (الرحمن، 55/ 7)
و آسمان را برافراشت و میزان [عدل و نظم] را در عالم وضع كرد.
هو الّذی جعل الشمس ضیاء والقمر نوراً وقدّره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب ماخلق اللّه ذلك إلاّ بالحقّ یفصّل الآیات لقوم یعلمون.( یونس،10/5)
اوست خدایی كه خورشید را روشنی بخش و ماه را نورانی قرار داد و برای آن منزلگاههایی مقدر كرد تا عدد سال ها و حساب [كارها] را بدانید. خداوند این را به جز بهحق نیافریده است. او آیات خود را برای دانشمندان شرح می دهد.
…ما تری فی خلق الرّحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور. (ملك ،67/3)
…تو در خلقت خدای رحمان، بی نظمی و نقصان نخواهی یافت. پس باز [به دیده عقل در نظام آفرینش] بنگر، آیا خللی در آن می یابی؟
می توان نتیجه گرفت كه كشف نظم و انسجام طبیعت (یعنی قوانین طبیعی) و اتقان صنع باری تعالی یكی از مسائل عمدهی طبیعت شناسی است.
مامعتقدیم كه قرآن كتاب هدایت برای انسانهاست و حاوی تمام چیزهایی است كه بشر در حوزهی ایمان و عمل بدانها نیاز دارد. به نظر ما قرآن یك دائرة المعارف علمی نیست، و نباید قرآن را الزاماً با نظریه های متغیّر علمی تطبیق داد. از طرف دیگر نمی توان كتمان كرد كه در قرآن اشارات مكّرر به پدیده های طبیعی آمده است. اما اینها برای تعلیم علوم نیست. بلكه هدف آنها تشویق مردم است به تعلّم علوم طبیعی و در نتیجه توجه به عظمت خلقت و در نهایت نزدیكی به خالق جهان.4
اما همین قرآن ما را به تدّبر در آیاتش و تعقّل و تفكّر فراخوانده است:
كتاب انزلناه الیك مبارك لیدّبّروا آیاته و لیتذكّر اولوا الالباب(ص، 38/ 29)
كتابی خجسته برتو فرستاده ایم تا در آیات آن بیندیشند و خردمندان دریابند و پندگیرند.
اِنَّ فی خلق السموات والأرض و اختِلافِ الَّلیل و النّهار… لآیات لقوم یعقلون. (بقره،164)
در خلقت آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز و… در همه اینها آیات روشنی بروجود خدا برای اهل تعقّل است.
كذلِك نفصّل الآیات لِقَوم یتفكّرون (یونس/24)
اَولم یتفكّروا فی أنفسهم…(روم،30/8)
نكته ای كه باید بپذیریم این است كه برای فهم بهتر آیات قرآنی تنها معلومات عمیق زبان عربی كافی نیست بلكه علاوه برآن باید واجد اطلاعات علمی بسیار متنوع نیز بود. این حقیقت از گذشته های بسیار دور مورد تأكید قرآن پژوهان قرار گرفته كه:
«كلّ من كان حظه فی العلوم اوفر، كان نصیبه من علم القرآن اكثر»5
كسی كه از علوم زمانه خود بیشتر بداند، نصیبش از حقیقت قرآن بیشتر است.
بنابراین، سخن از تفسیر عصری به معنای منطبق كردن علوم بر قرآن نیست، بلكه سخن از پردهبرداری از معنای آیه در سایهی دانستنیهای بیرونی است. یكی از ویژگیهای تفسیر عصری، تفسیر علمی است اما تأكید می كنیم كه منظور از تفسیر علمی در این جایگاه، این است كه باید از علوم موجود هر عصر، در فهم نكات قرآن استفاده شود، زیرا در قرآن موارد بسیاری از مسائل خلقت زمین و آسمان، شمس و قمر، مشارق و مغارب، بروج و نجوم، شب و روز، ابرو باران، و دهها مسأله آفرینش هستی سخن گفته شده است.
مامعتقدیم كه قرآن كتاب هدایت برای انسانهاست و حاوی تمام چیزهایی است كه بشر در حوزهی ایمان و عمل بدانها نیاز دارد. به نظر ما قرآن یك دائرة المعارف علمی نیست، و نباید قرآن را الزاماً با نظریه های متغیّر علمی تطبیق داد. از طرف دیگر نمی توان كتمان كرد كه در قرآن اشارات مكّرر به پدیده های طبیعی آمده است. اما اینها برای تعلیم علوم نیست. بلكه هدف آنها تشویق مردم است به تعلّم علوم طبیعی و در نتیجه توجه به عظمت خلقت و در نهایت نزدیكی به خالق جهان
مسلماً فهم كامل و تفسیر منطقی این دسته از آیات، متوقف بردانستنیهایی از علوم تجربی و انسانی و تحوّلات علمی روز است. زیرا مفسّر در برابر این همه آیات ناچار است توضیح دهد. نكات غامض و پیچیدهی آنها را بیان كند. موضع قرآن را در برابر مسائل بسیاری كه خود به آنها اشاره كرده شرح دهد. و چنین كاری با تفسیر عصری و علمی ممكن است، به این معنا كه معارف قرآن را به گونه ای بیان كند كه دست كم با مسلمات علوم روز منافاتی پیدا نكند. ما معتقدیم قرآن، كلام وحی و مافوق نظریات علمی است و سخنش برخاسته از فرهنگ زمانه و متأثر از دانستنیهای آن زمان نیست، تا قرآن در طرح این مسائل، عقاید آنان را در نظر گرفته باشد و طبق سلیقه و اعتقاد آنان سخن گفته باشد، بلكه قرآن در طرح نظریات علمی قصد جدّی داشته است.
خداوند با آگاهی كه از تمام پدیده های جهان دارد، به گونه ای سخن گفته است كه مردم آن روز و هر عصر دیگر استیحاش نكنند و سخن قرآن برای آنان نامأنوس جلوه نكند، قل انزله الذی یعلم السّر فی السموات و الارض (فرقان 6/) (بگو قرآن را كسی فرستاده كه از اسرار هستی، آن گونه كه هست اطلاع دارد.) اما مخالف با حقیقت جهان هم سخن نگفته است، چنان كه فرموده: و انه لكتاب عزیز لایاتیه الباطل… (فصلت،41/41ـ42):(به راستی آن كتابی ارجمندی است، از پیش رو و از پشت سرش باطل به سویش نمیآید.) یعنی معنی ندارد قرآن چیزی را بگوید كه با حقایق علمی ناسازگار و برخلاف آن باشد و با علم به باطل بودنش باطل را قصد كند. بنابراین، مفسّر عصری باید در قسمتهایی از آیات مربوط، مفسّر علمی هم باشد و نكات و اشارات قرآن را به خوبی توضیح دهد. اما مرز میان دانستنیها و تئوریها و فرضیه های علمی همچنان محفوظ است؛ و مفسّر در این میدان، گام سوز و محتاط است.6 و باید در نظر بگیریم كه: «قرآن قطعی است و علوم غیر قطعی، بنابراین باید علوم بر قرآن تطبیق شود، نه بالعكس.»7 البته برخی از مفسّران گذشته و معاصر در تفاسیر خود از مطالب علمی بهره بردهاند. به طور مثال علاّمه طباطبایی(ره) و آیت اللّه مكارم شیرازی و… با رعایت اعتدال از تفسیر علمی در موارد لزوم استفاده كرده اند.8
ما در اینجا فقط به چند نمونه از آیات قرآن كه به نجوم و فیزیك ستارگان اشاره دارد، میپردازیم.
انبساط عالم
والسّماء بنینها بأیید و إنّا لموسعون (ذاریات، 51/47)
ما آسمان را با قدرت بنا كردیم و همواره آن را وسعت می بخشیم. [بسط می دهیم]
انبساط جهان با شكوهترین پدیدهی مشكوف دانش نو می باشد و معرفتی است كه امروزه كاملاً به نبوت رسیده و بحثها تنها درباره الگویی است كه طبق آن انجام میگیرد.
انبساط جهان كه از تئوری نسبیت عمومی الهام گرفته و درسال 1929 كشف آن توسط ستاره شناس امریكایی ادوین هابل اعلام شد مبنایی فیزیكی در بررسیهای طیف كهكشانها دارد، تغییر محل طیفها با قاعدهی معین به سوی قرمز به وسیلهی دور شدن كهكشانها از یكدیگر بیان شدنی است. لذا وسعت جهان پیوسته روبه ازدیاد است و هرقدر فاصله از ما بیشتر شود فراخی به همان اندازه زیادتر خواهد گردید.
شرحآیه
آنچه به «ما آن را بسط می دهیم ـ وسعت می بخشیم» ترجمه شده اسم فاعل جمع «موسعون»از فعل «اوسع»است كه دربارهی اشیا ـ عریض كردن، گستردن، وسیعتر كردن، جادارتركرد ـ معنی می دهد. عده ای كه برای تفسیرشان از آرای علمی صلاحیتدار استفاده می كنند همین معنی را كه نقل شد عرضه می دارند. هم چنین تفاسیر «منتخب»كه از طرف «شورای عالی امور اسلامی قاهره»نشرشده، انبساط جهان را بدون كمترین ابهام ذكر میكنند.9
مرحوم علاّمهی طباطبایی(ره) در توضیح یكی از معانی «موسعون»می نویسد:
منظور توسعه دادن به خلقت آسمان خواهد بود، كه بحث های ریاضی امروز هم آن را تأیید میكند.10
در تفسیر نمونه ذیل این آیه چنین آمده:
…با توجه به مسألهی آفرینش آسمانها در جملهی قبل و با توجه به كشفیات اخیر دانشمندان در مسألهی «گسترش جهان»كه ازطریق مشاهدات حسی نیز تأیید شده است، معنی لطیف تری برای آیه می توان یافت و آن اینكه خداوند آسمانها را آفریده و دائماً گسترش می دهد.11
در كتاب «مرزهای نجوم»نوشته «فردهویل» می خوانیم:
تندترین سرعت عقب نشینی كرات كه تاكنون اندازه گیری شده نزدیك به 66 هزار كیلومتر در ثانیه است، كهكشانهای دورتر در نظر ما به اندازه ای كم نورند كه اندازه گیری سرعت آنها به سبب عدم نور كافی دشوار است، تصویرهایی كه از آسمان برداشته شده، آشكارا این كشف مهم را نشان می دهد كه فاصلهی این كهكشانها بسیار سریعتر از كهكشانهای نزدیك افزایش مییابد.12
«جان الدر» در این زمینه می گوید:
جدیدترین و دقیقترین اندازه گیریها در طول امواجی كه از ستارگان پخش میشود، پرده از روی یك حقیقت عجیب و حیرت آور برداشته، یعنی نشان داده است مجموعهی ستارگانی كه جهان از آنها تشكیل می یابد پیوسته با سرعتی زیاد از یك مركز دور می شوند، و هر قدر فاصلهی آنها از این مركز بیشتر باشد بر سرعت سیر آنها افزوده میشود، مثل این است كه زمانی كلیه ستارگان در این مركز مجتمع بوده اند، و بعد از آن از هم پاشیده، و مجموعهی ستارگان بزرگی از آنها جدا و به سرعت به هرطرف روانه می شوند. دانشمندان از این موضوع چنین استفاده كرده اند كه جهان دارای نقطهی شروعی بوده است.13
«گیورگی [ژرژ] گاموف»فیزیكدان روسی در كتاب «آفرینش جهان»در این زمینه چنین میگوید:
فضای جهان كه از میلیاردها كهكشان تشكیل یافته در یك حالت انبساط سریع است، حقیقت این است كه جهان ما در حال سكون نیست، بلكه انبساط آن مسلم است. پیبردن به اینكه جهان ما در حال انبساط است كلید اصلی را برای گنجینهی معمّای جهان شناسی مهیّا می كند، زیرا اگر اكنون جهان در حال انبساط باشد لازم می آید كه زمانی در حال انقباض بسیار شدیدی بوده است.14
و اما جالب توجه اینكه تعبیر به «اِنّالموسِعُون» (ما گسترش دهندگانیم) بااستفاده از جملهی اسمیه و اسم فاعل، دلیل بر تداوم این موضوع است ونشان می دهد كه این گسترش همواره وجود داشته، و هم چنان ادامه دارد،و این درست همان چیزی است كه امروز به آن رسیده اند كه تمام كرات آسمانی و كهكشان ها در آغاز در مركز واحدی جمع و متمركز بوده (باوزن مخصوص فوق العادهسنگین) سپس انفجار عظیم و بی نهایت وحشتناكی [بیگ بانگ] درآن رخ داده، و به دنبال آن اجزای جهان متلاشی شده، و به صورت كرات و كهكشان ها در آمده، وبه سرعت در حالت انبساط و توسعه است.15
این ها مواردی بود كه در تفسیر نمونه ذیل آیهی فوق به آن اشاره شده و در اینجا فقط به چند نكتهی دیگر در مورد انبساط جهان می پردازیم.
در جهان منبسط شونده، فقط فاصلهی بین كهكشانها زیاد میشود. جابجایی خطوط طیفی كهكشانها نشان میدهد كه آنها با سرعت بسیار زیاد نسبت به یكدیگر در حركتند. مثلاً تعدادی از كهكشانهای گروه محلی ما سرعتهایی حدود 300 تا 400 كیلومتر در ثانیه (حدود 1/000/000 كیلومتر در هر ساعت) دارند. به یاری اثر دوپلر، فقط سرعت آن مؤلفه از حركت اندازهگیری میشود كه در خط دید، یعنی در جهت و راستای رصد ما قرار دارد.
ماهیت انبساط چیست؟ مركز آن كجاست؟ عامل اصلی انبساط كدام است؟ اینها پرسشهایی هستند كه به هنگام بحث درباره انبساط جهان مطرح میشوند.
محاسبهی سن جهان از طریق مطالعهی انبساط امكان پذیر است، زیرا با در دست داستن میزان انبساط می توان به زمانی در تاریخ جهان بازگشت كه تمام كهكشانها در نقطه ای متمركز بودهاند. ما این زمان را اصطلاحاً آغاز جهان می نامیم. بنابراین، زمان بین آغاز تا حال عبارتست از سنّ جهان.
با توجه به اینكه سنّ زمین حدود چهار تا پنج (4/5) میلیارد سال و سنّ منظومهی شمسی كه از اندازه گیری سنّ شهاب سنگها عملی شده حدود 4/6 میلیارد سال است، می توان اعتقاد داشت كه سنّ كل جهان نیز نمی تواند بیشتر از یازده میلیارد سال باشد. ولی در محاسبهی سنّ پیرترین ستارگان كهكشان راه شیری، به مقادیر بین دوازده تا پانزده میلیارد سال می رسیم. این محاسبات برمبنای مدل اقلیدسی جهان می باشد. ولی محاسبهی سنّ جهان بر مبنای هندسههای غیر اقلیدسی، رسیدن به مقادیر بیشتر از پانزده میلیارد سال را ممكن می سازد.16
حرکت اجرام آسمانی و افلاک مدار ستارگان .......................
خداوند بزرگ در آيه 40 سوره مباركه يس میفرماید :
« لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ . »
نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد، و نه شب پيش گيرنده بر روز است، و هر كدام در مدارى شناورند.
آسمان شناسان پیشین معتقد بودند که فلک جسم مدور بزرگ و شفافی است که ستارگان در آن میخ کوب شده است ولی قرآن عقیده آنان را تکذیب می کند و مطابق آنچه امروزه روشن شده است می گوید فلک یعنی مدار ، افلاک یعنی مدار ستارگان و هر ستاره ای برای خود مدار مستقلی است این مطلب ازبعضی آیات قرآن به وضوح بر می آید .
در تفسیر مجمع البیان نوشته :
نه خورشيد را زيبد كه به ماه برسد و در سرعت و حركت و مسير خود آن را دريابد و نه بر شب سزاوار است كه بر روز پيشى گيرد؛ چرا كه خورشيد منزلگاههاى خود را بر اساس نظم و برنامهاى كه آفريدگارش براى آن مقرّر فرموده است، به صورت آرامتر و در مدت يك سال مىپيمايد، امّا ماه منزلگاههايش را در مدت بيست و هشت شبانه روز؛ آفريدگار جهان حركت آنها را به صورت دور زدن و دورانى قرار داده، امّا مدار هركدام و سرعت حركت هريك به گونهاى سازمان يافته است كه تا بر اساس اين نظم و وصف هستند كه هيچ يك ديگرى را درنمىيابد؛ آرى، خورشيد دوران خود را در برجهاى دوازده گانه در يك سال طى مىكند، در حالى كه كره ماه منزلگاههاى خويش را در يك ماه سپرى مىنمايد و همين گونه شب هرگز نمىتواند بر روز پيشى گيرد. «عكرمه» در اين مورد مىگويد: هيچ گاه دو شب با هم گرد نمىآيند و به هم پيوند نخواهند خورد تا ميان آن دو روز نباشد، بلكه شب و روز در پى يكديگرند و اين را خدا مقرر فرموده است. وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ و هريك در مدارى - كه پديدآورنده آنها بر ايشان مقرّر داشته است - شناورند. عياشى در تفسير خود آورده است كه: «ابن حاتم» مىگفت من در خراسان بودم كه وجود گرانمايه حضرت رضا(ع) روزى در مرو و در كاخ «حبرى» بود و مأمون و وزير مشاورش «فضل بن سهل» نيز حضور داشتند. پس از پذيرايى و خوردن غذا، آن حضرت ضمن بيانى فرمود: روزى مردى از يهود در مدينه نزد من آمد و پرسيد، به باور شما شب زودتر آفريده شده است، يا روز؟ و كدامين آن دو پيشتر پديدار شدهاند؟ به باور شما پاسخ اين پرسش چيست؟ هريك از حاضران چيزى گفتند و روشن شد كه پاسخ درست و قانعكنندهاى ندارند. «فضل بن سهل» رو به حضرت رضا (ع) نمود و گفت: خداى كار شما را هماره به سامان آورد، خود پاسخ اين پرسش را بفرماييد. حضرت فرمود: بسيار خوب آيا از قرآن پاسخ دهم يا از حساب و نجوم؟ آنگاه ضمن بيانى روشنگرانه، از جمله به اين آيه شريفه استدلال كرد و فرمود: آفريدگار اين دو پديده تفكّرانگيز مىفرمايد: لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ ... نه خورشيد را زيبد كه به ماه برسد و نه شب حق دارد كه بر روز پيشى گيرد. وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ و هريك از خورشيد و ماه و ستارگان در مدار مقرّر خود سير مىكنند و در اين فضاى بىكران و گسترده شناورند.